تبليغاتX
سطر های بازی
ادبیات نمایشی-نمایشنامه های ایرانی -ترجمه ی نمایشنامه-نقد نمایشنامه-مقالات تئوری
 

درد در مچ پای راست.همان پایی که فروردین امسال در میان پیاده شدن از یک اسب ارام و نجیب ناباورانه چنان از زانو چرخید که تقریبا همه ی رباط ها و پیوند هایش پاره شد وحالا هم معلوم نیست این پا به کجا بند است و چگونه راه میرود.واگر که نامش وشکلش پا نبود ای بسا که در این زمانه ی دیوانه به بی هویتی و معلوم الحالی در عین ناکجا ابادی و حتی به اب خوردن از اخور بیگانه متهم میشد.هر چند وابستگی یک پای بیمار  و سر سپردگی ان به اجانب و ابخواری از اخور و بی هویتی و بیریشگی ان بیشتر یک کیفر خواست سورئالیسی به نظر میاید اما باز هم در این روزهای مجنون ،گفتن انها از جانب دوست ودشمن بعید نیست که همیشه غریب است.و اگر نبود گفتگوهای این چنینی من و محمد رضای عرفانی در درمانگاه لواسان از پس یکسال بی خبری از هم وبا فاصله ی چند صد متر از هم، در یک شهر سابقاساده و خلوت واکنون تهران زده ،حالا هم این وبلاگ وجود نداشت.

به هر روی شکایت او و من از دوست بیش از دشمن بود .اگر هر کدام از ما می توانستیم از پس یکی دو دهه کار کردن  در حوزه ی ادبیات نمایشی از نوشتن و ترجمه و تالیف تا ....حتی به اندازه ی یک دهم انچه برای دل بزرگ کشو ها و قفسه های خانه پس انداز کرده ایم ،چیزی از عر قریزان خود را درقالب کتاب حتی با شمارگان یکهزار ویا در صحنه حتی با نعداداجرای بیست روز ، می دیدیم واگر اظهار لطف حیرت انگیز دوستان وسپس تنها گذاردن شگفت دوستان را نمی دیدیم شاید به فکر چنین وبلاگی نمی افتادیم.

جور دوستان و لطف بیگانگان کار خود کرد تا به اندیشه بیافتیم و قصد کنیم از این پس د راین جا و هر از گاه نمایشنامه ای از خود (یعنی نویسندگان وبلاگ) ونیز از دیگران ،ازترجمه گرفته تا تالیف رابگنجانیم و بنگاریم.نمایشنامه هایی برای صحنه ، رادیو، تله ویزیون که کسی جز خدا نمی داند کی چاپ یا تولید واجرا میشوند.اما با هر اینده ای سر انجام این جا خواهند بود .تا ان جا که بتوانیم و بشود. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 اسفند1385ساعت 2:29  توسط سید مهرداد ضیایی_محمد رضا عرفانی  |